سفرنامه حج (مکه) .....قسمت سوم
سه شنبه..... 13 فروردین 1392 اولش قراربود من با گروه اول برم واسه طواف و مهدی بمونه با گروه دوم، ولی تصمیممون عوض شد. مهدی صبح ساعت 5 نیم رفت نماز جماعت هتل و صبحونه و با کاروان رفت واسه اعمال. منم ارشیا رو با ز حمت خیلی زیاد بیدار کردمو رفتیم صبحونه خوردیم.ساعت 10 مهدی رسید هتل و یکم استراحت کرد. بعد از ناهار منم یه استراحت کوچولو کردم .قراره ساعت 9 طبقه همکف باشم که برم.امروز خیلی بهم سخت گذشت . اصلا فکر نمیکردم مُحرم بودن اینقد مشکل باشه. همش باید مواظب باشم کاری نکنم که احرامم خراب شه.بدتر از اون اینه که یه روز از مکه رو از دست دادمو باید تو هتل بمونم! طبق قرارمون همه کسایی که صبح نرفته بودن پایین...
نویسنده :
مامان سمیه
13:47








